بعد از به قول خودش 10-12 روز، تماس گرفت، گفت میخواد بیاد برای کشیدن بخیهها و من مخالفت کردم. اما بعد دیدم بالاخره چی؟ اینکار باید انجام شود چون میگفت اگر دیر بشه ممکنه بخیهها جذب پوست شده و مشکل چند برابر بشه. فکر کردم هرطوری هست خودم رو هیپنوتیزم میکنم تا کار، تمام شود. اما نمیدانستم اتفاق بدتری در انتظارم است. بعد از اینکه بخیههای قفسه سینهام رو کشید گفت چرا جوراب واریست پات نیست؟ الکی گفتم تازه کندهام.
برچسب:
نویسنده: لیلا مرادی
تاريخ: چهارشنبه
7 مرداد
1405 ساعت: 3:50